معنی ۱neutral · 89%
بهاندازهٔ کافی خوب یا کافی برای یک نیاز یا هدف مشخص
مثالهای طبیعی
The staff were adequately trained for the emergency.
کارکنان برای شرایط اضطراری بهاندازهٔ کافی آموزش دیده بودند.
The report adequately addresses the main risks.
این گزارش بهطور کافی به خطرهای اصلی میپردازد.
The system performed adequately during the test.
سامانه در طول آزمون عملکرد قابلقبولی داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Adequately` معمولاً یعنی «بهاندازهٔ کافی خوب»، نه «فوقالعاده خوب».
