معنی ۱neutral · 85%
دارای توانایی چسبیدن محکم به یک سطح یا مادهٔ دیگر.
مثالهای طبیعی
We sealed the parcel with adhesive tape.
بسته را با نوارچسب بستیم.
These adhesive hooks leave no holes in the wall.
این قلابهای چسبدار هیچ سوراخی در دیوار ایجاد نمیکنند.
The new labels are more adhesive than the old ones.
برچسبهای جدید از برچسبهای قبلی چسبندهترند.
نکتهٔ کاربردی
در نقش صفت، adhesive برای توصیف نوار، برچسب و سطح به کار میرود؛ در نقش اسم به مادهٔ چسباننده اشاره دارد.
