چیزی را کمی تغییر دادن تا بهتر کار کند یا مناسبتر شود
مثالهای طبیعی
Please adjust the chair before you start working.
لطفاً قبل از شروع کار صندلی را تنظیم کنید.
She adjusted the camera settings for low light.
او تنظیمات دوربین را برای نور کم تنظیم کرد.
We adjusted the schedule after the flight delay.
بعد از تأخیر پرواز، برنامهٔ زمانی را تغییر دادیم.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی متعدی، چیزی که تغییر میکند مفعول `adjust` است.
