متخصصی که دربارهٔ درخواستهای خسارت بیمه تحقیق میکند و مبلغ قابل پرداخت را برآورد میکند.
مثالهای طبیعی
An adjuster inspected our flooded basement.
یک کارشناس ارزیابی خسارت از زیرزمین آبگرفتهٔ ما بازدید کرد.
The insurer sent two adjusters after the storm.
شرکت بیمه پس از طوفان دو کارشناس ارزیابی خسارت فرستاد.
We asked the adjuster to explain the settlement.
از کارشناس خواستیم نحوهٔ محاسبهٔ مبلغ خسارت را توضیح دهد.
نکتهٔ کاربردی
در بریتانیا عنوان شغلی loss adjuster برای این نقش رایج است.
