معنی ۱neutral · 88%
اجازهٔ ورود به ساختمان، محدوده یا رویداد
مثالهای طبیعی
We were refused admittance without tickets.
بدون بلیت به ما اجازهٔ ورود ندادند.
A sign above the door read “No admittance.”
بالای در تابلویی با عبارت «ورود ممنوع» نصب شده بود.
The guard granted admittance to staff only.
نگهبان فقط به کارکنان اجازهٔ ورود داد.
نکتهٔ کاربردی
admittance بر اجازهٔ ورود تأکید دارد؛ admission میتواند به هزینهٔ ورود یا پذیرش در یک مؤسسه هم اشاره کند.
