دورهٔ زندگی میان کودکی و بزرگسالی که فرد از نظر جسمی و عاطفی رشد میکند.
مثالهای طبیعی
Friendships often change during adolescence.
دوستیها اغلب در دوران نوجوانی تغییر میکنند.
Her love of music began in adolescence.
علاقهٔ او به موسیقی از دوران نوجوانی آغاز شد.
Adolescence can bring a growing need for independence.
نوجوانی میتواند با نیاز روزافزون به استقلال همراه باشد.
نکتهٔ کاربردی
adolescence مرحلهٔ گستردهای از رشد است؛ puberty مشخصاً به فرایند بلوغ جنسیِ جسمی اشاره میکند.
