از نظر قانونی پدر یا مادرِ کودکیشدن که فرزند زیستی شما نیست.
مثالهای طبیعی
The couple adopted a child two years ago.
آن زوج دو سال پیش کودکی را به فرزندی پذیرفتند.
They hope to adopt another daughter.
آنها امیدوارند دختر دیگری را هم به فرزندی بپذیرند.
Her younger brother was adopted as a baby.
برادر کوچکترش در نوزادی به فرزندی پذیرفته شد.
نکتهٔ کاربردی
Adopt به معنی پدر یا مادر قانونیشدن است؛ foster معمولاً مراقبت از کودک بدون لزوماً ایجاد رابطهٔ دائمی قانونی است.
