معنی ۱neutral · 90%
با افزودن آرایه یا تزئین، ظاهر فرد، مکان یا چیزی را زیباتر کردن.
مثالهای طبیعی
Colorful murals adorn the entrance hall.
نقاشیهای دیواری رنگارنگ، سرسرای ورودی را آراستهاند.
They adorned the tables with fresh flowers.
آنها میزها را با گلهای تازه آراستند.
Her coat was adorned with embroidered leaves.
پالتوی او با نقش برگهای گلدوزیشده تزئین شده بود.
نکتهٔ کاربردی
adorn کمی رسمیتر از decorate است و برخلاف decorate، اغلب خودِ عنصر تزئینی در جایگاه فاعل جمله قرار میگیرد.
