شناور و رهاشده بدون مهار یا کنترل مطمئن، در حرکت با باد یا جریان آب.
مثالهای طبیعی
The dinghy was adrift beyond the harbor.
قایق کوچک آنسوی بندر بیمهار شناور بود.
They found three boats adrift after the storm.
آنها پس از طوفان سه قایق سرگردان روی آب پیدا کردند.
By dawn, the raft lay adrift near the coast.
تا سپیدهدم، کلک نزدیک ساحل بیمهار شناور مانده بود.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً بعد از be، leave، set، find یا پس از اسم میآید و اغلب پیش از اسم قرار نمیگیرد.
