ماهر و چابک در رسیدگی به کار یا موقعیتی دشوار.
مثالهای طبیعی
An adroit negotiator found a compromise acceptable to both sides.
مذاکرهکنندهای زبردست به توافقی رسید که برای هر دو طرف پذیرفتنی بود.
Her handling of the complaints was remarkably adroit.
نحوهٔ رسیدگی او به شکایتها بهطرز چشمگیری ماهرانه بود.
The pianist made an adroit transition between difficult passages.
پیانیست با مهارت از یک بخش دشوار به بخش دشوار دیگر گذر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Adroit نشاندهندهٔ مهارتی روان و کارآمد است؛ اغلب وقتی به کار میرود که فرد موقعیتی حساس را بدون تقلا یا دستپاچگی مدیریت میکند.
