معنی ۱neutral · 90%
فردی که کاملاً رشد کرده و دیگر کودک نیست
مثالهای طبیعی
She is an adult now.
او حالا بزرگسال است.
Only adults can enter this room.
فقط بزرگسالان میتوانند وارد این اتاق شوند.
The ticket is ten dollars for adults.
قیمت بلیت برای بزرگسالان ده دلار است.
نکتهٔ کاربردی
adult به معنی فرد بزرگسال است و معمولاً در مقابل child بهکار میرود.
ترکیبهای رایج
— فردی که بهتازگی به سن بزرگسالی رسیده است

