معنی ۱neutral · 86%
شخصی که با داشتن رابطهٔ جنسی بیرون از ازدواج، به همسرش وفادار نمیماند.
مثالهای طبیعی
He denied being an adulterer during the interview.
او در مصاحبه انکار کرد که به همسرش خیانت کرده است.
The novel portrays its adulterer as deeply conflicted.
این رمان شخصیت خیانتکار خود را فردی دچار کشمکش درونی شدید نشان میدهد.
An adulterer may face public criticism in a small town.
فردی که به همسرش خیانت کرده ممکن است در شهری کوچک با انتقاد عمومی روبهرو شود.
نکتهٔ کاربردی
این واژه بار قضاوت اخلاقی شدیدی دارد؛ unfaithful partner در بسیاری از موقعیتها کماتهامیتر است.
