پیش رفتن به جایگاهی بالاتر یا موفقتر، بهویژه در کار
مثالهای طبیعی
She hopes for advancement within the company.
او امیدوار است در شرکت پیشرفت کند.
There are few advancement opportunities in this role.
در این سمت فرصتهای پیشرفت اندکی وجود دارد.
His rapid advancement surprised his colleagues.
پیشرفت سریع او همکارانش را غافلگیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
promotion یک ارتقای شغلی مشخص است، اما advancement میتواند به پیشرفت گستردهتر در مسیر حرفهای اشاره کند.
