ویژگیِ آمادگی برای امتحانکردن تجربههای ناآشنا، هیجانانگیز یا همراه با خطر.
مثالهای طبیعی
Her adventurousness led her to explore remote villages.
روحیهٔ ماجراجوی او باعث شد روستاهای دورافتاده را بگردد.
The menu rewards adventurousness with unexpected flavors.
این منو به کسانی که اهل تجربههای تازهاند، طعمهای غیرمنتظره هدیه میدهد.
Managers praised his adventurousness in testing new ideas.
مدیران روحیهٔ ماجراجویانهٔ او را در آزمودن ایدههای تازه تحسین کردند.
نکتهٔ کاربردی
adventurous صفتِ فرد است؛ adventurousness نام این ویژگی است.
