وضعیتی از دشواری جدی، بداقبالی یا مشقت.
مثالهای طبیعی
She displayed courage in the face of adversity.
او در برابر سختیها شجاعت نشان داد.
Communities showed resilience amid widespread adversity.
جوامع در میان ناملایمات گسترده، تابآوری نشان دادند.
Adversity taught him to rely on others.
سختیهای زندگی به او آموخت که به دیگران تکیه کند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی به سختی بهعنوان وضعیتی کلی اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.
