عاقلانه و ارزشمند برای انجام دادن، چون احتمالاً مفید است یا از مشکل جلوگیری میکند
مثالهای طبیعی
It is advisable to back up your files regularly.
بهتر است مرتب از فایلهایتان نسخهٔ پشتیبان بگیرید.
A short break may be advisable after the meeting.
شاید بعد از جلسه یک استراحت کوتاه مناسب باشد.
Would it be advisable for us to leave earlier?
آیا بهتر نیست زودتر حرکت کنیم؟
نکتهٔ کاربردی
برای توصیهٔ کلی، it is advisable to do something از اینکه شخص را advisable بنامیم روشنتر و درستتر است.
