advisory
A1صفت/US /ædvˈaɪzɚiː/ ădv-ĪZ-ər-ē; UK /ædvˈaɪzɚiː/ ădv-ĪZ-ər-ē/
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
JadoLearn Dictionary
معنی advisory به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
غریب، ناسازگار بودن، غریبه بودن
یکجور، همرنگ، همشکل
جملگی، جمیع، تماما
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.