binding
C1صفت/US /bˈaɪndɪŋ/ BĪND-ĭng; UK /bˈaɪndɪŋ/ BĪND-ĭng/
حتیالاجرا، ته دوزی، تجلید
JadoLearn Dictionary
معنی binding به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حتیالاجرا، ته دوزی، تجلید
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
الزام آور
جمع کننده، طاقت فرسا، گس
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
نفرتانگیز؛ منزجرکننده
بسیار بد؛ خوار؛ نکبتبار
دارای توان جسمی؛ سالمبدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.