علناً از یک سیاست، رویکرد، هدف یا اقدام حمایت یا آن را توصیه کردن
مثالهای طبیعی
The report advocates stronger consumer protections.
این گزارش حمایتهای قویتر از مصرفکنندگان را توصیه میکند.
They advocate for safer streets and better lighting.
آنها از خیابانهای امنتر و روشنایی بهتر حمایت میکنند.
Several experts advocated a gradual change in treatment.
چند کارشناس تغییر تدریجی در درمان را توصیه کردند.
نکتهٔ کاربردی
`advocate` همیشه به `for` نیاز ندارد: `advocate a policy` و `advocate for a cause` هر دو استانداردند.
