وابسته به دریای اژه یا جزایر و منطقهٔ ساحلی اطراف آن.
مثالهای طبیعی
Visitors explored several Aegean islands in June.
بازدیدکنندگان در ماه ژوئن از چند جزیرهٔ دریای اژه دیدن کردند.
Strong Aegean winds delayed the evening ferry.
بادهای شدید دریای اژه حرکت کشتی مسافربری عصر را به تأخیر انداخت.
The museum displayed Aegean pottery from coastal settlements.
موزه سفالینههایی از سکونتگاههای ساحلی منطقهٔ اژه را به نمایش گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
چون این صفت از نام جغرافیایی آمده، حرف اول A باید بزرگ باشد.
