معنی ۱neutral · 85%
انجامشده، فعال یا دیدهشده از هوا.
مثالهای طبیعی
The team used aerial photographs to map the coast.
گروه برای نقشهبرداری از ساحل از عکسهای هوایی استفاده کرد.
We enjoyed an aerial view of the mountains.
از تماشای منظرهٔ کوهها از بالا لذت بردیم.
The rescue team conducted an aerial search.
گروه نجات عملیات جستوجوی هوایی انجام داد.
نکتهٔ کاربردی
aerial دیدگاه یا موقعیتِ بالا و در هوا را توصیف میکند؛ aerial view الزاماً به این معنا نیست که خودِ بیننده پرواز میکند.
