با صراحت و تأکید اعلام کردن که چیزی حقیقت دارد.
مثالهای طبیعی
The witness affirmed that the signature was hers.
شاهد با قاطعیت تأیید کرد که امضا متعلق به اوست.
He affirmed his innocence despite the accusations.
او با وجود اتهامها بر بیگناهیاش تأکید کرد.
Officials affirmed the report’s accuracy during the briefing.
مسئولان هنگام جلسهٔ توجیهی صحت گزارش را با قاطعیت تأیید کردند.
نکتهٔ کاربردی
از say رسمیتر و مؤکدتر است و بیانگر ادعایی روشن و محکم است.
