affliction
C1اسم/US /əflˈɪkʃən/ əfl-ĬKSH-ən; UK /əflˈɪkʃən/ əfl-ĬKSH-ən/
ابتلاء، غمزدگی، ابتلا
JadoLearn Dictionary
معنی affliction به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ابتلاء، غمزدگی، ابتلا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ویل، بلا، بلیه
تاثر، غمزدگی، حزن
اضطرار، فروماندگی، پریشانحالی
اندوه، دق، غصه
درد، داء، دردمندی
نکبت، ضرا، شقاوت
نکبت
بد شانسی، بخت سیاه، بداقبالی
تصدیع فراهم کردن، مزاحمت، دردسر
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.