معنی ۱formal · 89%
در زمینی درخت کاشتن تا به جنگل تبدیل شود.
مثالهای طبیعی
The council plans to afforest abandoned farmland.
شورا قصد دارد زمینهای کشاورزیِ رهاشده را جنگلکاری کند.
Several hillsides were afforested to reduce erosion.
چند دامنهٔ تپه برای کاهش فرسایش جنگلکاری شدند.
Can the charity afforest this barren valley?
آیا این مؤسسهٔ خیریه میتواند این درهٔ بایر را جنگلکاری کند؟
نکتهٔ کاربردی
Afforest یعنی ایجاد جنگل در زمینی که پیشتر جنگلی نبوده است؛ reforest بیشتر به احیای جنگلِ ازبینرفته اشاره میکند.
