معنی ۱neutral · 85%
مربوط به افغانستان یا مردم و فرهنگ آن.
مثالهای طبیعی
An Afghan musician played at the festival.
در جشنواره یک نوازندهٔ افغان اجرا کرد.
They bought an Afghan carpet for the living room.
آنها برای اتاق نشیمن یک فرش افغان خریدند.
Our new neighbours are Afghan.
همسایههای جدید ما افغان هستند.
نکتهٔ کاربردی
Afghan را حتی در وسط جمله با حرف بزرگ بنویسید؛ Afghanistan نام کشور است.
ترکیبهای رایج
— فرهنگ و شیوهٔ زندگی مردم افغانستان
