در حال سوختن با شعلههای قابل مشاهده.
مثالهای طبیعی
The warehouse was aflame by midnight.
تا نیمهشب انبار شعلهور شده بود.
Firefighters found the upper branches aflame.
آتشنشانان دیدند شاخههای بالایی آتش گرفتهاند.
After the alarm, the roof remained aflame.
پس از بهصدادرآمدن هشدار، سقف همچنان در آتش میسوخت.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً خبری است: the building was aflame؛ نه an aflame building.
