چیزی که قبلاً در همان متن، سند یا گفتوگو به آن اشاره شده است.
مثالهای طبیعی
The aforementioned company must provide insurance certificates.
شرکتِ پیشتر ذکرشده باید گواهیهای بیمه را ارائه کند.
Please attach the aforementioned documents before Friday.
لطفاً مدارکی را که پیشتر به آنها اشاره شد، تا پیش از جمعه پیوست کنید.
These findings support the aforementioned hypothesis.
این یافتهها از فرضیهٔ پیشتر مطرحشده پشتیبانی میکنند.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتههای رسمی رایج است، اما در پیامهای عادی اغلب بیشازحد خشک است؛ this یا the earlier-mentioned ممکن است روشنتر باشد.
