دوره و پیامدهایی که پس از یک رویداد جدی، آسیبزا یا مختلکننده رخ میدهند
مثالهای طبیعی
Communities rebuilt slowly in the aftermath of the earthquake.
جوامع در پیامد زلزله بهآرامی بازسازی شدند.
The aftermath exposed serious weaknesses in regulation.
پیامدهای حادثه ضعفهای جدی در مقررات را آشکار کرد.
Leadership changed significantly during the aftermath.
در دورهٔ پس از آن، رهبری بهطور چشمگیری تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
`aftermath` معمولاً پس از رویدادی با پیامدهای منفی یا مختلکننده میآید، نه یک رویداد عادی و خنثی.
