شرکتی که خدمات مشخصی ارائه میکند یا برای مشتریان انجام کاری را هماهنگ میکند.
مثالهای طبیعی
The travel agency booked our flights.
آژانس مسافرتی پروازهایمان را رزرو کرد.
She signed up with an employment agency.
او در یک مؤسسهٔ کاریابی ثبتنام کرد.
We hired an agency to design the campaign.
برای طراحی کمپین یک آژانس تبلیغاتی استخدام کردیم.
نکتهٔ کاربردی
آژانس معمولاً از طرف مشتریان خدماتی ارائه میکند یا هماهنگی انجام میدهد، نه اینکه صرفاً کالایی فیزیکی بفروشد.
