شخصی که دیگران را به اعتراض یا به چالش کشیدن وضع موجود تشویق میکند.
مثالهای طبیعی
Management dismissed the organizer as an agitator.
مدیریت، سازماندهنده را صرفاً فردی آشوبطلب خواند.
The museum profiles agitators who demanded voting rights.
موزه زندگی افرادی را معرفی میکند که مردم را به مطالبهٔ حق رأی برانگیختند.
She rejected the label of agitator and called herself an activist.
او عنوان «تحریکگر» را نپذیرفت و خود را فعال اجتماعی نامید.
نکتهٔ کاربردی
agitator ممکن است قضاوتی منفی را منتقل کند؛ activist یا campaigner معمولاً خنثیترند.
