agreement
C1اسم/US /əɡrˈiːmənt/ əgr-ĒM-ənt; UK /əɡrˈiːmənt/ əgr-ĒM-ənt/
توافق، تطابق، همدلی
JadoLearn Dictionary
معنی agreement به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
توافق، تطابق، همدلی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چانه زدن، قرارداد معامله، معامله
موافقتنامه، مبتلا شدن، به مقاطعه دادن
فشرده، فشرده کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.