معنی ۱neutral · 84%
ترتیب یا تصمیمی که دو یا چند شخص یا گروه آن را پذیرفتهاند
مثالهای طبیعی
The companies signed an agreement yesterday.
شرکتها دیروز توافقنامهای امضا کردند.
We reached an agreement on the final price.
ما بر سر قیمت نهایی به توافق رسیدیم.
She has an agreement with her employer.
او با کارفرمایش توافقی دارد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی برای طرف دیگر توافق از `with` و برای موضوع آن از `on` یا `about` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— به یک تصمیم مشترک رسیدن

