معنی ۱neutral · 86%
گیرکرده در بستر دریا یا رودخانه و ناتوان از شناور ماندن و حرکت آزادانه.
مثالهای طبیعی
The cargo ship was aground near the harbor entrance.
کشتی باری نزدیک ورودی بندر به گل نشسته بود.
Despite rising tides, the ferry remained aground.
با وجود بالا آمدن سطح آب، کشتی مسافربری همچنان به گل نشسته بود.
With the yacht aground, the crew requested assistance.
پس از به گل نشستن قایق بادبانی، خدمه درخواست کمک کردند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار ran aground اغلب کاربرد قیدی دارد؛ اما در was aground این واژه آشکارا صفت است.
