معنی ۱neutral · 84%
در جلوی کسی یا چیزی، یا در موقعیتی جلوتر
مثالهای طبیعی
Tom walked ahead while we followed.
تام جلوتر راه میرفت و ما دنبالش میرفتیم.
There is a sharp bend ahead.
جلوتر یک پیچ تند وجود دارد.
Our team is ahead of theirs.
تیم ما از تیم آنها جلوتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Ahead` اغلب پس از فعلهای حرکتی یا در ترکیب `ahead of` به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— ادامه دادن یا شروع کردن
