معنی ۱neutral · 86%
راهرویی میان ردیفهای صندلی یا قفسه که افراد از آن عبور میکنند.
مثالهای طبیعی
Please keep the aisle clear on the plane.
لطفاً راهروی هواپیما را باز نگه دارید.
He walked down the aisle to his seat.
او از راهرو به سمت صندلیاش رفت.
The cereal is in aisle five.
غلات صبحانه در راهروی شمارهٔ پنج است.
نکتهٔ کاربردی
Aisle خودِ راهرو است و aisle seat صندلی کنار آن. واژهٔ همتلفظ isle به معنای جزیرهٔ کوچک است.
ترکیبهای رایج
— صندلی کنار راهرو
