معنی ۱neutral · 84%
دستگاه یا علامتی که دربارهٔ خطری هشدار میدهد یا کسی را بیدار میکند
مثالهای طبیعی
My alarm goes off at seven.
زنگ ساعت من ساعت هفت به صدا درمیآید.
The fire alarm rang during lunch.
زنگ هشدار آتشسوزی هنگام ناهار به صدا درآمد.
They installed a new alarm in the shop.
آنها یک دستگاه هشدار جدید در مغازه نصب کردند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی، برای شروع به صدا درآمدن زنگ یا دستگاه هشدار، از `go off` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— زنگ یا دستگاه هشدار آتشسوزی

