معنی ۱neutral · 86%
کسی که کیمیاگری میکند و در سنتهای قدیم در پی دگرگون کردن غیرعادی مواد بوده است.
مثالهای طبیعی
An alchemist promises to turn lead into gold.
کیمیاگری وعده میدهد که سرب را به طلا تبدیل کند.
The exhibit shows tools used by an alchemist.
این نمایشگاه ابزارهایی را نشان میدهد که یک کیمیاگر استفاده میکرد.
Players can become alchemists and brew magical potions.
بازیکنان میتوانند کیمیاگر شوند و معجونهای جادویی بسازند.
نکتهٔ کاربردی
کیمیاگری همان شیمی مدرن نیست؛ این اسم در داستانهای فانتزی و بحثهای تاریخی رایج است.
