وضعیتی طولانیمدت که در آن فرد با وجود پیامدهای زیانبار، در کنترل مصرف الکل مشکل دارد.
مثالهای طبیعی
Alcoholism affects families as well as individuals.
وابستگی به الکل علاوه بر خود فرد، خانوادهها را هم تحتتأثیر قرار میدهد.
He received support for alcoholism several years ago.
او چند سال پیش برای وابستگی به الکل کمک دریافت کرد.
Recovery from alcoholism often requires ongoing support.
بهبود از وابستگی به الکل اغلب به حمایت مستمر نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
واژهٔ alcoholism شناختهشده است، اما در متنهای بالینی اصطلاح alcohol use disorder اغلب ترجیح داده میشود.
