معنی ۱neutral · 85%
حالت آگاهی از رخدادهای اطراف و آمادگی برای واکنش سریع.
مثالهای طبیعی
Fatigue can reduce a driver's alertness.
خستگی میتواند هشیاری راننده را کاهش دهد.
Her alertness helped her spot the smoke immediately.
هشیاری او کمک کرد دود را فوراً ببیند.
The researchers tested alertness after a short nap.
پژوهشگران سطح هشیاری را پس از یک چرت کوتاه آزمایش کردند.
نکتهٔ کاربردی
alertness فقط بیداربودن نیست؛ آمادگی برای واکنش را هم در بر میگیرد.
