معنی ۱neutral · 85%
مربوط به جبر، شاخهای از ریاضیات که با حروف و نمادها عددها و رابطهها را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
We solved three algebraic equations in class.
در کلاس سه معادلهٔ جبری حل کردیم.
Her approach was algebraic rather than numerical.
رویکرد او جبری بود، نه عددی.
The book introduces algebraic symbols gradually.
کتاب نمادهای جبری را بهتدریج معرفی میکند.
نکتهٔ کاربردی
algebraic معمولاً پیش از اسم میآید؛ شکل algebraical بسیار کمکاربردتر است.
