معنی ۱neutral · 85%
مربوط به الجزایر یا مردم و فرهنگ آن.
مثالهای طبیعی
The stall served Algerian dishes and fresh bread.
غرفه غذاهای الجزایری و نان تازه سرو میکرد.
Her new coworker is Algerian.
همکار تازهٔ او الجزایری است.
We listened to Algerian folk music yesterday.
دیروز به موسیقی محلی الجزایری گوش دادیم.
نکتهٔ کاربردی
Algerian برای توصیف مردم و چیزهاست؛ Algeria نام کشور است.
ترکیبهای رایج
— موسیقی مرتبط با الجزایر
