معنی ۱neutral · 85%
مجموعهای از مراحل یا قواعد تعریفشده برای حل مسئله یا انجام کار، اغلب با رایانه.
مثالهای طبیعی
The website's algorithm suggests products based on browsing history.
الگوریتم وبسایت بر اساس سابقهٔ مرور کاربران محصولات را پیشنهاد میکند.
We designed an algorithm to sort the numbers.
الگوریتمی برای مرتبکردن عددها طراحی کردیم.
Why did the algorithm show me this video?
چرا الگوریتم این ویدئو را به من نشان داد؟
نکتهٔ کاربردی
algorithm نام روش انجام کار است، نه لزوماً کل برنامهای که از آن استفاده میکند.
