معنی ۱neutral · 86%
احساس جدایی یا قطع ارتباط با دیگران، یک گروه یا جامعه.
مثالهای طبیعی
Remote employees reported feelings of alienation from the team.
کارکنان دورکار از احساس بیگانگی با اعضای تیم گفتند.
His alienation grew after months without contact.
پس از ماهها بیخبری و قطع ارتباط، احساس بیگانگی او بیشتر شد.
Researchers linked social alienation to declining trust.
پژوهشگران میان بیگانگی اجتماعی و کاهش اعتماد ارتباط یافتند.
نکتهٔ کاربردی
ساختار alienation from شخص یا گروهی را مشخص میکند که فرد از آن احساس دوری دارد.
