معنی ۱neutral · 86%
پولی که کسی پس از طلاق موظف است به همسر سابق خود بپردازد.
مثالهای طبیعی
The agreement requires him to pay alimony for three years.
توافقنامه او را ملزم میکند که به مدت سه سال به همسر سابقش نفقه بپردازد.
She relies on alimony while retraining for work.
او در دورهٔ آموزش دوباره برای اشتغال، به نفقهای که دریافت میکند متکی است.
Their lawyer requested a review of the alimony amount.
وکیلشان درخواست بازنگری در مبلغ نفقهٔ همسر سابق را مطرح کرد.
نکتهٔ کاربردی
alimony معمولاً به کمکهزینهٔ همسر سابق اشاره دارد، نه هزینهٔ نگهداری فرزند.
