معنی ۱neutral · 95%
زنده و نمرده
مثالهای طبیعی
The fish is still alive.
ماهی هنوز زنده است.
They found the dog alive.
آنها سگ را زنده پیدا کردند.
Only two plants remained alive after the cold night.
بعد از شب سرد، فقط دو گیاه زنده ماندند.
نکتهٔ کاربردی
alive را بیشتر بعد از فعلهایی مانند be، stay، remain یا find بهکار ببر. مستقیماً قبل از اسم، live یا living معمولاً طبیعیتر است.
ترکیبهای رایج
— زنده ماندن

