معنی ۱informal · 95%
به اندازهٔ کافی خوب یا به شکلی رضایتبخش
مثالهای طبیعی
The meeting went all right.
جلسه خوب پیش رفت.
I slept all right last night.
دیشب نسبتاً خوب خوابیدم.
She did all right in the test.
او در آزمون عملکرد قابلقبولی داشت.
نکتهٔ کاربردی
در نقش قید، all right توضیح میدهد که یک کار تا چه حد خوب یا رضایتبخش انجام شده است.
