معنی ۱formal · 90%
طبق ادعاها، در حالی که نشان میدهد ادعا تأیید نشده است
مثالهای طبیعی
The executive allegedly approved payments without proper authorization.
بنا بر ادعا، مدیر اجرایی پرداختها را بدون مجوز مناسب تأیید کرده است.
The allegedly forged documents were sent for examination.
اسنادی که ادعا میشد جعلیاند برای بررسی فرستاده شدند.
Funds were allegedly diverted through several shell companies.
بنا بر ادعا، منابع مالی از طریق چند شرکت صوری منحرف شده بود.
نکتهٔ کاربردی
`allegedly` مرز میان ادعای گزارششده و واقعیت تأییدشده را حفظ میکند؛ برای واقعیت قطعی از آن استفاده نکنید.
