معنی ۱neutral · 86%
کوچه یا گذرگاه باریکی، بهویژه بین ساختمانها.
مثالهای طبیعی
The café entrance is in a narrow alley.
ورودی کافه در کوچهای باریک قرار دارد.
A cat ran across the dark alley.
گربهای از عرض کوچهٔ تاریک دوید.
This alley is too narrow for our van.
این کوچه برای ون ما زیادی باریک است.
نکتهٔ کاربردی
Alley معمولاً گذرگاهی در فضای باز و کوچکتر از خیابان است؛ aisle راهروی میان ردیف صندلیها یا قفسههاست.
ترکیبهای رایج
— گذرگاه تنگ بین ساختمانها
