پول، زمان، فضا، کارکنان یا منبع محدود دیگری را رسماً به هدف یا دریافتکنندهای اختصاص دادن
مثالهای طبیعی
The board allocated additional funds to cybersecurity upgrades.
هیئتمدیره منابع مالی بیشتری به ارتقای امنیت سایبری اختصاص داد.
We allocated two weeks for final quality testing.
ما دو هفته برای آزمون نهایی کیفیت اختصاص دادیم.
Managers allocated extra staff to the emergency department.
مدیران نیروی اضافی به بخش اورژانس اختصاص دادند.
نکتهٔ کاربردی
`allocate` بر توزیع برنامهریزیشدهٔ منبعی محدود، اغلب توسط سازمان یا مرجع، تأکید دارد.
