مبلغی منظم که برای خرج شخصی یا نیاز مشخصی به کسی داده میشود
مثالهای طبیعی
Her parents increased her monthly allowance after the summer.
والدینش پس از تابستان کمکهزینهٔ ماهانهٔ او را افزایش دادند.
Employees receive a daily allowance for meals abroad.
کارکنان برای غذا در سفر خارجی کمکهزینهٔ روزانه دریافت میکنند.
Trainees receive an allowance while completing the course.
کارآموزان هنگام گذراندن دوره کمکهزینه دریافت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
هدف دقیقِ `allowance` معمولاً از بافت یا عبارت همراه روشن میشود.
